برنامه کاهش وزن دختران در مدارس سنگاپور اجرا می شود
خبرگزاری سینا - به منظور بررسی تأثیر اختلالات غذایی در کودکان چاق یک برنامه کاهش وزن در بسیاری از مدارس دخترانه سنگاپور انجام می شود . به گزارش سینا و به نقل از آسوشیتدپرس ، دانشمندان با ارایه برنامه تناسب و زیبای اندام TAFبر روی 4400 نفر از دانش آموزان دختر دریافتند هفت درصد این افراد در معرض خطر اختلالاتی از قبیل بیماری روانی و بی اشتهایی هستند در صورتی که بسیاری از آنها قبلا یا در حال حاضر در برنامه زیبایی و تناسب اندام شرکت می کنند. TAFعکس علامت اختصاری FAT است و به دانش آموزان چاقی اشاره می کند که برای انجام ورزش های اجباری 5 بار در هفته از دوستان مدرسه ای خود جدا می شوند. در برخی از مدارس فقط دانش آموزان لاغر مچ بند "من طرفدار زیبایی و تناسب اندام هستم" را به دست می بندند در حالی که اعضای برنامه TAF از خوردن غداهای خاص در نهارخوری منع می شوند. برنامه TAF در سال 1992 آغازشد و توانست در سال 2003 با کاهش تعداد دانش آموزان چاق از 14 به 10 درصد مورد تأیید دولت قرار گیرد . این برنامه برای خانواده هایی که تصور می کنند فرزندان آنها به دلیل عوامل فیزیولوژیکی دچار افزایش وزن شده اند مفید و سودمند خواهد بود. به گزارش روزنامه "استریت تایمز" ، یکی از کودکان که در این برنامه شرکت کرده بود بعد از گذشت دو هفته از برنامه از خوردن نان و برنج خودداری کرد و یکی دیگر از این شرکت کنندگان در طی 5 ماه از 60 کیلوگرم به 48 کیلوگرم رسید
و اعتراض مدير مدرسه به پوشيدن مانتوي بلند ياسمين، دانش آموز مسلمان، با حمايت از وي اعلام کرد: او ميتواند با هر لباسي که ميخواهد، به مدرسه برود و زندگي کند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از روزنامهي سيدني مورنينگ هرالد، باب كار نخست وزير ايالت نيو سالت ولز استراليا، از ياسمين خواست بخاطر مسايل خبري پيش آمده ناراحت نباشد و هر طورکه مايل است لباس بپوشد. ياسمين دانش آموز 17 سالهي شيعه، اين روزها توجه رسانههاي خبري استراليا را به خود جلب کرده است. روز شنبه يک کانال راديويي از وي به عنوان "دردسر ساز" ياد کرد و بدنبال آن رسانههاي گوناگون به درج خبر و گزارش اين دانش آموز شيعه پرداختند. مدير مدرسهي دخترانه، با اعتراض به مانتوي بلند ياسمين, وي را از حضور در کلاس درس محروم کرد. سال پيش وزارت آموزش و پرورش استراليا با صدور بخشنامهاي، پوشيدن لباس مذهبي را براي گروههاي ديني مختلف آزاد اعلام کرده بود. ياسمين ميگويد: بر اساس اعتقاد خود ترجيح ميدهد که با مانتوي بلند و روسري به مدرسه بيايد و اين کار غير قانوني نيست. رهبران مذهبي سازمانهاي مختلف اسلامي نيز از ياسمين حمايت کردهاند. قرار است هفتهي آينده جلسهاي با حضور يکي از رهبران مسلمان و خانوادهي ياسمين در مدرسهي دخترانه برگزار شود. مسلمانان يکي از اقليتهاي قابل توجه در استراليا به شمار ميآيند. طي سالهاي اخير حضور زنان و بخصوص دخترا ن جوان محجبه در اين کشور توجه محافل خبري را به خود جلب کرده است. برخي از مناطق سيدني به طور مشخص محل زندگي مسلمانان است و دانش آموزان با حجاب اسلامي در مدارس حضور مييابند.
افزايش حقوق معلمان ندارد معلمان مدارس در ولايت فراه افغانستان، در اعتراض به کم بودن حقوق شان، دست از کار کشيدند. نزديک به دو هزار معلم از سراسر ولايت فراه در غرب افغانستان، از صبح روز يکشنبه (۲۴ آوريل) از رفتن به مدارس خودداری کردند. در حال حاضر تمام مدارس ولايت فراه به حال تعطيل درآمده است. معلمان ناراضی گفته اند تا زمانی که مقامات در مرکز، به مشکل آنها رسيدگی نکند، به اعتصاب خود ادامه خواهند داد. محمد داوود يک تن از معلمان، به گزارشگر محلی بی بی سی گفت که آنها مقامات محلی را از تصميم خود آگاه کرده اند، اما هنوز جوابی دريافت نکرده اند. مقامات محلی ولايت فراه نيز می گويند که مذاکرات آنها برای جلب رضايت معلمان، تاکنون نتيجه ای نداشته است. حقوق معلمان در افغانستان، در حدود دو هزار و پانصد افغانی (معادل پنجاه دلار) است محمد عثمان احمدی رييس آموزش و پرورش ولايت فراه به بی بی سی گفت اعتصاب معلمان محدود به شهر فراه نمی شود، بلکه بر
اساس گزارشهای رسيده به آنها، معلمان در تمام ولسواليهای اين ولايت نيز، دست به اعتصاب زده اند. آقای احمدی نسبت به سرنوشت دانش آموزان در اين ولايت، ابراز نگرانی کرد. در اين حال، شمار زيادی از دانش آموزان مدارس ولايت فراه نيز، با اجتماع در صحن مدارسشان، نسبت به اين وضعيت اعتراض کردند. گفتنی است که نور محمد قرقين وزير آموزش و پرورش افغانستان، در سفر اخير خود به ولايت فراه گفته بود که دولت امکانات کافی برای افزايش حقوق معلمان در اختيار ندارد. چندی پيش برخی از معلمان ولايات شمالی افغانستان نيز، دست به اعتصاب مشابهی زدند. حقوق معلمان در افغانستان، در حدود دو هزار و پانصد افغانی (معادل پنجاه دلار) است.
است كه در آنها پيشنهاد مي شود چه زماني منافع و ساعات كار معلمان، در هنگام مقايسه كيفي ميزان پرداخت به آنان نسبت به ساير حرفه هايي كه نيازمند همان سطح دانش و مهارت هستند، در نظر گرفته شود. اما يك بررسي جديد كه از مبناي اطلاعاتي و روش هاي متفاوتي نسبت به تجزيه و تحليل هاي قبلي برخوردار است مدعي است كه استنتاج هاي آن ناهمخواني حقوق ها را به طور دقيق تري منعكس مي كند. در اين زمينه لورنس ميشل، رئيس مؤسسه سياست هاي اقتصادي مستقر در واشنگتن مي گويد: «مهم نيست كه ما چگونه اطلاعات را تجزيه و تحليل مي كنيم، ما در مي يابيم كه معلمان كمتر از كارگران يا كارمندان همتاي خود حقوق مي گيرند. هنگامي كه به اتفاقاتي كه در ده سال گذشته افتاده است، نگاه مي كنيم، روشن مي شود كه حقوق معلمان به ميزان قابل توجهي از رشد منفي برخوردار بوده است. آقاي ميشل و همكاران نويسنده اش، خانم سيلويا آل گرتو و سين كوكوران، به سختي به نتايج ارزيابي كارمندان كه توسط دفتر سرشماري نيروي انساني آمريكا انجام شد، اعتماد مي كنند، در اين بررسي از كارمندان درباره دستمزد و ساعات كارشان سؤال شده بود. محققان ياد شده اعلام كردند كه اين ارزيابي ملي كه مشتمل بر اطلاعات جمع آوري شده از كارمندان در زمينه ساعات كار و دستمزد آنها بود و براي ديگر مقايسه هاي حقوقي نيز استفاده مي شد، ساعات كار معلمان در طول يك هفته را نسبت به ساعات كار كارمندان در ديگر مشاغل به طور كامل اندازه نمي گيرد. در تجزيه و تحليل ديگري كه از اطلاعات به دست آمده از ارزيابي بيش از ۵۰۰ مدرسه صورت گرفت مشخص گرديد كه متوسط حقوق معلمان تقريباً دو درصد كاهش يافته است. در مطالعات EPI، حقوق معلمان با حسابداران، روزنامه نگاران، پرستاران، برنامه نويسان كامپيوتر، كشيش ها و صاحبان ديگر مشاغل مقايسه شد. در مطالعه يادشده مقايسه بين متخصصاني كه سراسر سال را كار مي كردند و معلماني كه طي يك قرارداد ۶ ماهه مشغول به كار بودند، بر مبناي دستمزد هفتگي بود. بر مبناي تجزيه و تحليل هاي يادشده دستمزد معلمان نسبت به كارمندان داراي تجربه و تحصيلات مشابه تقريباً ۱۵ درصد از سال ۱۹۹۳ و ۱۲ درصد از سال ۱۹۸۳ تنزل داشته است. در سال ۲۰۰۳ در مقايسه ديگري كه بين حقوق معلمان و ديگر فارغ التحصيلان دانشگاهي انجام گرفت، مشخص شد كه حقوق ناخالص يك هفته معلمان به طور متوسط ۸۸۳ دلار و ساير فارغ التحصيلان دانشگاهي ۱۰۷۸ دلار است. همچنين در كنار مشاغل مشابه و همانند، معلمان ۱۱۶ دلار كمتر در هفته در آن سال به دست مي آورند. در شرايطي كه از سال ۱۹۹۶ درآمد هفتگي ديگر فارغ التحصيلان دانشگاهي به ميزان ۱۲ درصد افزايش داشته است، اما كل حقوق ماهيانه معلمان فقط هشت دهم درصد در همان زمان رشد كرده است. اگر چه معلمان تمايل دارند كه منافع بالاتري مانند بيمه تندرستي و حقوق بازنشستگي را دريافت كنند. اما نويسنده معتقد است كه اين فوق العاده ها به اندازه كافي با ارزش نيستند تا اين تفاوت ها و تمايزات در دستمزد را جبران كنند. همچنين معلمان به طور معمول از همان ميزان مرخصي، پاداش و اضافه كار معمول در ديگر مشاغل نيز برخوردار نيستند. محققان يادشده عنوان كرده اند كه شكاف حقوقي مي تواند استخدام معلمان شايسته را كاهش دهد. در اين زمينه خانم آل گرتو اقتصاددان يك مؤسسه پژوهشي كه به وسيله اتحاديه كارگري حمايت مي شود، معتقد است: اضافه كاري و شكاف حقوقي بين معلمان و ديگر همتاهايشان آن قدر زياد است كه مي تواند تلاش بهترين مدارس را براي ابقا و استخدام بهترين معلمان از بين ببرد.» برخي از كارشناسان به تجزيه و تحليل هاي جديد مشكوك هستند مايكل پودگرسكي استاد اقتصاد دانشگاه ميسوري كلمبيا مي گويد: «اعتماد من به اطلاعات مرتبط با دستمزدهايي كه به وسيله كارمندان گزارش داده مي شود، بسيار كم است. اين اطلاعات به صورت بالقوه مشكلاتي را براي محققان ايجاد مي كند، زيرا در حقوق آنها براي ۹ يا ۱۰ ماه كار در يك سال كه يك دوره پرداخت ۵۲ هفته اي را شامل مي شود، مقداري پراكندگي وجود دارد. ادعاي بزرگ نويسندگان EPI اين است كه دستمزدها خراب تر شده اند، اما من مي خواهم ببينم آيا با ديگر بررسي ها مقايسه شده است.»